احمد بن محمد ميبدى

54

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

خداوند هر دو دعاى او را پذيرفت و فرمود : اينجا را حرم امن قرار دادم و دست دشمنان و ستمكاران را از ايشان كوتاه كردم و جانوران را از يكدگر ايمن كردم تا گرگ و ميش باهم آب خورند و وحشى و انسى باهم آميزش و الفت گيرند . ابو نجم صوفى گفت : شبى از شبها در طواف كعبه بودم ، فرا دلم آمد كه از خداوند پرسم خدايا فرمودى : هركس داخل حرم من شود ايمن است ، خدايا از چه چيز در امان خواهد بود ؟ هاتفى آواز داد : از آتش جهنم او را ايمن گردانيم و دل او را هم از آتش دورى ما در امان خواهيم داشت ! 127 - وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ . . . : در زمين خانه‌اى ساختند و طواف‌گاه جهانيان كردند و در آسمان خانه‌اى ساختند و طواف‌گاه آسمانيان كردند و آن را بيت المعمور ناميدند و اين يكى را كعبه نام نهادند و آدميان را روى بدان دادند « 1 » . كعبه كجا برم چه برم راه باديه ! * كعبه است روى دلبر و ميل است سوى دوست در دم نه ز كعبه بود كز روى تو بود * مستى نه ز باده بود كز بوى تو بود ! گويند عارفى قصد حجّ كرد ، فرزندش پرسيد پدر كجا مىخواهى به روى ؟ گفت به خانه خدايم ، پسر به تصور آنكه هركس به خانهء خدا مىرود او را هم مىبيند ! پرسيد : پدر چرا مرا با خود نمىبرى ؟ گفت : مناسب تو نيست ، پسر گريه سر داد ، پدر را رقت دست داد و او را با خود برد ، هنگام طواف پسر پرسيد : پس خداى ما كجا است ؟ پدر گفت خدا در آسمان است ! پسر بيفتاد و بمرد ! پدر وحشت‌زده فرياد برآورد : آه پسرم چه شد ؟ آه فرزند دلبندم كجا رفت ؟ از گوشهء خانه صدائى شنيد كه مىگفت : تو به زيارت خانهء خدا آمدى و آن را درك كردى ، او به ديدن خدا آمده بود و بسوى خدا رفت ! 129 - رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ . . . : تا آخر آيت دو مدح است يكى مدح حبيب و ديگرى مدح خليل كه هر دو پيغمبر شايسته و به افضال و اكرام ربّانى آراسته ، امّا فرق است ميان حبيب و خليل - خليل مريد است و حبيب مراد ، مريد خواهنده ، مراد خواسته ، مريد رونده ، مراد ربوده ، خليل بر صفت خدمتگزاران بر درگاه ربوبيّت ايستاده ! و حبيب به حضرت احديّت در صف نزديكان و هم‌رازان نشسته اين نشستن ، جاى ربودگان و آن ايستادن ، مقام روندگان ! اهل معانى گفته‌اند در ترتيب كلمات اين آيه كه نخستين منزل ، منزل نبوّت است بايد آيات و روايات پيغمبرى خود بر خلق اظهار كند و كتاب خداى بر ايشان بخواند و پس از تلاوت ، آنان را تعليم دهد ، يعنى كه حقايق و معانى كتاب را به آنان بياموزد ، تا دريابند و بدان عمل كنند و از اين راه آنان را به علم حكمت رساند و بدان وسيله پاك و هنرى شوند و شايستهء مجاورت حق گردند ، اين است كه تلاوت و تعليم و حكمت را به ترتيب يكدگر قرار داد تا مردم در سايهء پيروى آن به سعادت برسند !

--> ( 1 ) مفسران نوشته‌اند اول خانه‌اى كه در اين جهان ساختند خانهء كعبه بود و آن خانه كه ابراهيم ساخت بزرگتر از خانهء امروزى بود و حجر اسماعيل و شادروان در داخل خانه بود و دو در داشت يكى از سمت خاور و ديگرى از باختر ، پس به روزگاران بادها وزيد و آفتاب تابيد و باران باريد و سنگها از جاى كنده شد ، تا زمان قوم جرهم كه آن را از نو بساختند و زمان قوم تبع آن را مرمت كردند و پرده پوشيدند ، تا زمان قريش كه باز از نو ساختند و حجر الاسود نصب كردند .